تبليغاتX
http://mariya.blogfa.cam - بدون مقدمه
سلام به همه ی دوستان وآشنایان عزیزم .

سلام به دانشجویانی که کم کم دارن می رن به استقبال میا ترم و امتحان و بدبختی های خودش درست مثل خود من

 

خودتون می دونیدکه من در بدترین شرایط هم رادیومو گوش می دم و نمی تونم کنارش بذارم اونم حالا که دارم کم کم بهش میرسم .

منظورم اینه که دارم کلاس می رم و اگه خدا بخواد دارم در این زمینه موفق می شم البته هنوز خیلی کار داره

 

و با اجازه یه سلام مخصوص به همه ی دوستان دانشجویی که به اجبار  و نا خواسته بازم مثل خود من رفتن سراغ رشته ی درسیشون نمی دونم چرااز ۱۰۰ رشته ای که زدم راست اومد اون رشته ای رو قبول شدم که دوستش نداشتم دیگه حکمت خدا چی بود نمی دونم و اکنون که زندگیم به این نقطه رسیده بایدباید ادامه بدهم و راهی دیگر ندارم

 

برام دعا کنید که بتونم درسامو پاس کنم حالا گل هم نشد ایرادی نداره فقط اوت نشه

التماس دعا

 

مرگ از پنجره ی بسته به من می نگرد

زندگی از دم در

قصد رفتن دارد

روحم از سقف گذر خواهد کرد

در شبی تیره و سرد

تخت حس خواهد کرد

 که سبکتر شده است

در تنم خرچنگیست

که مرا می کاود

خوب می دانم من

که تهی خواهم شد

و فرو خواهم ریخت

توده ی زشت کریهی شده ام

بچه هایم از من می ترسند

آشنایانم نیز

به ملاقات پرستار جوان می آیند

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/20ساعت 5:12 PM توسط mariya |