دست ها بالا بود .
هر کسی سهم خودش را می طلبید .
سهم هر کس که رسید،
داغ تراز دل ما بود
ولی
نوبت من که رسید،
سهم من یخ زده بود!
سهم من چیست مگر؟
یک پاسخ؛
پاسخ یک حسرت !
سهم من کوچک بود؛
قد انگشتانم .
عمق آن وسعت داشت ؛
وسعتی تا ته دلتنگی ها
شاید از وسعت آن بود
که بی پاسخ ماند!
سلام به همه ی دوستانم که به اندازه عمق سهمم دلم براشون تنگ شده بود .
امیدورام که ازمرحله سخت امتحانات سر بلند بیرون اومده باشیم








فرا رسیدن ماه مبارک رجب رو به همه ی دوستانم تبریک می گم
از همه ی شما التماس دعا دارم
تا دیداری نزدیک